و چنین گفت انور...
© نویسنده: نیروان غنی پور - چهارشنبه, 04 تیر 1399
IMAGE

 

                                        نگاهی به سبک گفتاری و نوشتاری ماندگار منوچهر انور در آثار سینمایی

                                                                                                و چنین گفت انور...

  در چند 100 متری خانۀ پدری در حصارک کرج، مجموعه ای تحقیقاتی قرار دارد که از همان دوران کودکی چشمم را گرفت و ذهنم را به تکاپو انداخت. شبیه قلعه ها در داستان های برادران گریم بود. مجموعه ای عظیم با درختان پُرشمار و بلندبالای چنار، ردیف آهنین نرده ها، سردری بزرگ با عنوانی طولانی و ورودی وسیع برای عبور و مرور ماشین های سبک و سنگین که آن را در این نقطۀ شهر از سایر اماکن متمایز می کرد. از همان زمان به مؤسسه معروف بود. عنوانی که هم تلفظش برایم سخت بود و هم معنایش ولی کنجکاوم می کرد که در این مرکز چه کاری انجام می شود و در کل برای چی اینجاست؟ در دوران تحصیل بود که فهمیدم عنوان کاملش «مؤسسۀ تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی» است و در حال تولید چه چیزی هستند. با این که یکی دوباری از طرف مدرسه برای بازدید به مؤسسه رفتم اما عطشم را برای شناخت گوشه گوشه و زوایای پنهانش سیراب نمی کرد تا این که در رشتۀ دام پزشکی قبول شدم و این دورخیزی بود برای ورود به مؤسسه به شکل رسمی و حتی دورنمای استخدام و ارضای حس کنجکاوی دوران کودکی. از...

صدای پر طنین یک مرد
© نویسنده: شهروز کرم زاده - شنبه, 21 دی 1398
IMAGE

                                                                                        صدای پر طنین یک مرد

به مناسبت بیست و ششمین سالگرد درگذشت حسین رحمانی

 

 زنده‌یاد حسین رحمانی با نام کامل حسین رحمانی لشگری ۲۰ آذر ۱۳۲۶ در اهواز متولد شد و فعالیت هنری خود را با بازی در تئاتر با ناصر محمدی و زنده‌یاد هادی اسلامی در نمایش «روسری قرمز» آغاز کرد. وی فعالیت در دوبله را در  ۲۰ سالگی و از سال ۱۳۴۶ در استودیو شهاب زیر نظر زنده‌یادان منصور متین، عطاءالله کاملی و محمدعلی زرندی شروع کرد و تا سال ۱۳۶۰ ادامه داد.

وی از سال ۱۳۴۷ مشغول به بازی در تئاترها و سریال‌های تلویزیونی شد. از سریال‌هایی که آن زمان ایفای نقش کرد میتوان از «تلخ و شیرین» و «همه از یک خانواده‌ایم» نام برد. از هنرپیشه‌های مطرح مجموعه «تلخ و شیرین» ساخته‌ منصور پورمحمد می توان از زنده‌یاد حمیده خیرآبادی، زنده‌یاد نعمت‌الله گرجی، گیتی ساعتچی، ثریا قاسمی و زنده‌یاد حسین عرفانی نام برد.

زنده‌یاد حسین رحمانی گویندگی در نقش‌های مختلف کمدی تا جدی را برعهده داشته است. گویندگی در فیلم‌های...

عاشق و طاهر و خندان
© نویسنده: حسین سرآبادانی - شنبه, 02 آذر 1398
IMAGE

                                                                                     عاشق و طاهر و خندان

 مهربون بودی و زود جوش. عاشق بودی وپرخروش. چقدر مشتاق بودی به زندگی و چه روزافزون بود این اشتیاق و چه نامرد است این روزگار. چه حسوده این دنیا به دلخوشیهای کوچیکِ ما آدم ها. چه خوب می خوندی شعر حافظ و سعدی و مولانا و چه راحت قرآن ز بَر می خواندی وچه حسادت زا فهم می کردی لایه های پنهان جستجوهایت را. چه طاهر بود وطاهری عشقت و چه بی پروا راه رفته ات را سرزنش می کردی وراه جدیدت را پالایش شده می پنداشتی و چه شجاعانه کلمه اشتباه کردم را به زبان‌ آوردی و چه عاقلانه پیگیرِ معنا بودی وچه پرانرژی در خدمت خلقِ دوبلاژ و چه پیگیرانه در پی رزقِ این انجمن معصوم  و سربه زیر.

عاشق پیشه ازلی و ابدی
© نویسنده: نگین کیان فر - شنبه, 16 شهریور 1398
IMAGE

                                                                                   عاشق پیشه ازلی و ابدی

  اواسط دهه شصت که آموزش حرفه دوبلاژ را در جام جم شروع کرده بودم، استاد مهدی علی محمدی از معدود کسانی بود که به پیشواز نسل جدید آمد، با مهربانی و سعه صدر راه باریکی از میان تنگ نظران باز کرد و من تازه وارد را در جمع حرفه ای خود راه داد.  او با همه فرق داشت، حتی مثل دیگران حرف نمی زد. وقتی صبح بخیر می گفت انگار اشعار عاشقانه دکلمه می کرد. در دورانی که بی ریختی و چرک آلودی مد روز بود، او آراسته بود، پیراهن چسبان ابریشمی با طرح های وازارلی می پوشید، دستمال گردن خوشرنگی می بست، کفش های واکس خورده اش برق میزد، چوب سیگار بلندی بر لب داشت و بوی تند ادوکلن قدیمی اش در راهرو می پیچید. ظاهرفریبی و بی نزاکتی متداول و باب روز را با گردن بالا، سینه ستبر و پوزخند معروفش از سر می گذرانید. اساسآ با اتیکت بود. در اتاق را برای خانم ها باز می کرد، بعد ازخانم ها وارد می شد و صندلی را برایشان جلو می کشید. از سر مهر همه را جانم، عزیزم و زیبا صدا میزد.  در پی هیچ جلوه گری و خودنمایی ای نبود، که خیلی پیشتر، ازین مرزها گذرکرده بود. اگر در فیلم یا عکسی هم حضور می یافت به درخواست و اصرار دیگران بود.  صدای نافذ و سحرانگیزش تقریبا به هیچ هنرپیشه ای نمی خورد، رویش نمی نشست و از فیلم ها بیرون میزد. نا وارد ها این را به...

پیرمرد صدایِ ما بود
© نویسنده: نیروان غنی پور - پنج شنبه, 31 مرداد 1398
IMAGE

                                                        با یادی از زنده یاد پرویز بهرام (1398-1312) صدای ماندگار دوبلاژ ایران

                                                                                        پیرمرد صدایِ ما بود

 نخستین بار در استودیوی دوبلاژ تلویزیون دیدم اش. در روزی زمستانی دوشنبه دوم بهمن ماه 1385. چند ماهی از ورودم به مطبوعات و نوشتن مطالب سینمایی با تمرکز بر دوبلۀ فارسی می گذشت و اشتیاق دیدار و گپ و گفت با چهره های شاخص دوبلاژ مرا به سمت روزنامه جام جم کشاند با این هدف که بتوانم با خیال راحت و بی گیر و گرفت به واحد دوبلاژ تلویزیون رفته و گفت و گوها را ضبط کنم اما این موضوع در واقعیت رنگ باخت چرا که برای تلویزیون فرقی نداشت که خبرنگار روزنامه خودشان باشی یا هر نشریۀ دیگر؛ بساط ایست بازرسی و آفیش کردن به راه بود. در این میان فهمیدم در تلویزیون نه تنها ناظر پخش و ناظر کیفی و از این قبیل ناظران وجود دارد بلکه ناظر مصاحبه هم هست و به هنگام گفت و گو در کنارتان می نشیند و دستگاه ضبطش نیز روشن است بنابراین از ادامه گفت و گوها با دوبلورها در تلویزیون منصرف شده و قرارها را به جایی خارج از آن جا منتقل کردم. اما چرا...

صدای جیوه ای
© نویسنده: نیروان غنی پور - دوشنبه, 06 اسفند 1397
IMAGE

با یادی از زنده یاد عزت الله مُقبلی و نگاهی به کارنامه اش

                                                                                                    صدایِ جیوه ای

 برای فراموش کردن و یا فراموش شدن، 30 سال زمان مناسبی به نظر می رسد آن هم در روزگاری که بیش از پیش این مقابله با فراموش شدگی به مسأله عمومی تبدیل شده و خیلی ها با صدای بلند فریاد می زنند که «هنوز ما هستیم». گویی هراس دارند که هیولای زمان ببلعدشان. این نکته در جماعت سلبریتی بیشتر به چشم می آید. در بسیاری از حوزه های غیرتخصصی ورود پیدا می کنند و اظهار نظر می کنند تا این بودن را اعلام کنند اما به چه قیمتی؟ صرف نمایش گری در شبکه های اجتماعی و تفاخر به عدد کاذب هواداری؟ شرح گزارش روزمرگی های پُرتکرار و بی فایده؟ اما در این بین چهره هایی هستند که به ظاهر سال هاست که نیستند ولی اثر کارشان هنوز پویا و زنده است و هر ذهن آگاهی را به تکاپو می اندازند. زنده یاد عزت الله مقبلی در زمرۀ این چهره هاست. به شخصه بارها تجربه کرده ام که در میان ویدیوهای کوتاهی که از نقش گویی هایش هر از گاهی بازنشر می شود، از نسل های گوناگون درباره اش می گویند یا آنان که می خواهند بیشتر بشناسند از او می پرسند و پیگیر سایر کارهایش می شوند. دی ماه امسال سی امین سال خاموشی ظاهری صدای اوست و این زمان 3 دهه ای قابلیت اش را داشت که صدای...

اسطوره دوبله
© نویسنده: محمدرضا کلانتر - پنج شنبه, 13 دی 1397
IMAGE

                                                                                                     اسطوره دوبله

 یکی از رسوم مطبوعاتی یاد کردن از درگذشتگان عرصه های مختلف علم و فرهنگ و هنر است. یکی از روش های این کار پرسش از دوستان و همکاران فرد مورد نظر است. تجربه های گذشته ما درباره حسین معمارزاده و ایرج ناظریان و تجربه امسال درباره مقبلی ثابت کرد که این روش در مواجهه با دوبلورها سخت ترین راه است زیرا بسیاری از آنها درباره همکار خود که سال ها با او بوده اند هیچ حرفی برای گفتن ندارند. شاید هم نمی خواهند چیزی بگویند زیرا بسیار بعید به نظر می رسد که کسی درباره دوست و همکاری که 20 – 30 سال او را می شناخته چیزی به یاد نیاورد.

 مقبلی سال 1311 متولد شد. بازی در تئاتر را در نوجوانی آغاز کرد و بعدها با همسرش در شیراز آن را ادامه داد. هنگامی که به تهران کوچ کرد دوبله را پیش از سینما و از سال 1335 آغاز کرد. از سال 1346 بازیگری رادیو و چند سال بعد بازی در مجموعه های تلویزیونی را به فعالیت هایش افزود و حتی سریال «گذر عمر» را کارگردانی کرد و به هنرمندی همه فن حریف تبدیل شد.

 او صدایی بسیار شاخص و دلنشین داشت و به دلیل توانایی در استفاده درست از این صدا در رادیو و دوبله بسیار موفق بود. صدای مقبلی متعلق به گروه صداهای زیر بود. صداهایی که قدرتمند و مناسب نقش آدم های جدی و قوی...

یادگاری های گارنیک
© نویسنده: محمدرضا کلانتر - پنج شنبه, 12 مهر 1397
IMAGE

                                                                                            یادگاری های گارنیک

 زنده یاد گارنیک یادگاریان به دلیل علاقه اش به سینما ، از ۱۳ سالگی به استودیو شهاب نزد هم کیشان خود رفت و بعدها کارش را در استودیوهای کنکاش (با رضا اردلان)، ایران فیلم، مرکزی و توکا فیلم ادامه داد و با روبیک منصوری، احمد احمدپور و حمید قدکچیان همکاری کرد. او که از بهترین صدابرداران دوبله در ایران بود، بیشتر سال های پس از انقلاب ۱۳۵۷ در استودیو ساند فیلم متعلق به زنده یاد مصطفی مصطفی زاده کار کرد. تخصص وی صدابرداری دوبله آثار ایرانی و خارجی بود اما در چند فیلم از جمله «جدال بزرگ»، «گرگ های گرسنه» و «سرحد»  کار صداگذاری و میکس را نیز انجام داد. به گفته مازیار شیخ محبوبی صدابردار سینمای ایران، امثال گارنیک یادگاریان کارشان را با سیستم آنالوگ یاد گرفته بودند و به دلیل گران بودن مواد مربوط به صدا مجبور بودند دقیق باشند. یادگاریان یکی از صدابرداران دوبله فیلم های «بانوی زیبای من»، «روز شغال» و «محمد رسول الله» بوده است.

 یادگاریان در استودیو ساند فیلم صدابردار دوبله تعداد زیادی فیلم و سریال بوده از جمله : سریال های «مزد ترس» و «به او بگویید دوستش دارم» ساخته حمید تمجیدی با مدیریت خسرو خسروشاهی، «مهر خوبان» و «شن های کف...

طنین قاب رفاقت
© نویسنده: نیروان غنی پور - شنبه, 07 مهر 1397
IMAGE

                                                                                                      طنین قاب رفاقت

                                                                                             (به مناسبت چهلم محمد عبادی)

این قاب ثبت شده در استودیو رها فیلم به سال 1386 توسط شهراد بانکی ( دوبلور و عکاس سینما) گویای همه چیز است. گویای عُمری رفاقت و همکاری و همراهی 2 نفر. گویندگی های فراوان در کنار هم در دوبله بسیاری از فیلم ها. بی تردید خودشان هم نمی دانستند و نه باور داشتند که در زمان گرفتن این عکس، 11 سال بعد آن هم در فاصله چند ماه بعد از تحمل دوره سخت بیماری از دنیا می روند. ابتدا بهرام زند در فروردین و بعد محمد عبادی در مرداد ماه. این هم از بازی های غریب چرخ روزگارست که ورود این 2 گوینده به دوبلاژ در فاصله زمانی نزدیک به هم باشد و رفتن شان نیز در پی هم. از مقطعی که زنده یاد بهرام زند به مدیریت دوبلاژ روی آورد، محمد عبادی در فهرست انتخاب های همیشگی اش در دوبله فیلم ها و سریال های ایرانی و خارجی بود. در آثاری چون «راه قدس»، «از سرزمین شمالی»، «جنگجویان کوهستان»، «شرلوک هولمز»،...

شخصیت های کارتونی از فراسوی صدایی شیک
© نویسنده: اکتای بخشایش - یکشنبه, 28 مرداد 1397
IMAGE

 شخصیت های کارتونی از فراسوی صدایی شیک

(دربارۀ محمد عبادی و سال های حضورش در دوبله)

 

  از دهه 50 خورشیدی تا کنون بسیاری از جوانان به خاطر شباهت صدایشان به دوبلورهای معروف، به صرافت افتادند تا به کار دوبله بپردازند. برخی مقلد باقی می مانند و بعد از مدتی از گردونه خارج می شوند و عده ای دیگر به مرور قابلیت ها و توانایی های خود را پیدا می کنند. جملۀ مشهور «صدایت آلن دلونی است!» از دیرباز در برخورد با مردان خوش صدا به کار می رود و به طور مشخص محمد عبادی از جمله دوبلورهایی بوده است که در ابتدا تحت تأثیر صدای خسرو خسروشاهی بوده اما خوشبختانه توانست از سایۀ این شباهت بیرون بیاید و تبدیل به یکی از تیپ سازان موفق کارتونی شود. شاید در اولین مواجه با صدای عادی عبادی، بیشتر برای نقش مردان جوان خوش سیما و مغرور و تا حدودی رمانتیک مناسب به نظر آید ولی او علاوه بر تیپ های مختلف کارتونی، نقش های نامتعارف سینمایی هم در کارنامۀ خود دارد.

 محمد عبادی سال 1326 در تهران متولد شد و پس از اخذ مدرک دیپلم و گذراندن خدمت سربازی، در سال 1351 به دعوت زنده یاد محمود نوربخش به عرصه دوبله پا گذاشت. او در کنار دوبله، تجربۀ بازی در فیلم های تبلیغاتی و بازیگری در مجموعۀ تلویزیونی پر مخاطب «تلخ و شیرین» (1353، منصور پورمند) و فیلم «بت شکن» (1355، شاپور قریب) را نیز دارد. گرچه عبادی دوبله را در دهۀ 50 شروع کرد ولی شاخص ترین گویندگی های او را باید در دوبله های بعد از انقلاب جست. یکی از اولین نقش گویی های مهم عبادی در فیلم ایتالیایی...

بیگانگان در لاله زار
© نویسنده: نیروان غنی پور - چهارشنبه, 17 مرداد 1397
IMAGE

                                                                           بیگانگان در لاله زار

 شبکه مستند تلویزیون از سال ۱۳۹۴ تاکنون اقدام به تولید و سپس نمایش مستندهای پُرتره از 7 چهره از گویندگان فیلم کرده است؛ گویندگانی که مخاطبان تلویزیون سال‌ها صداهای آشنای آنان را در آثار گوناگون دیده و شنیده‌اند و حالا با تصویر و زوایای کمتر دیده‌شده از زندگی خصوصی‌شان نیز آشنا‌ می‌شوند. این‌که چرا در این مقطع زمانی شبکه مستند روی به تولید چنین آثاری آورده شاید به حال‌ و هوای این روزهای جامعه نسبت به جریان نوستالژی و اقبال عمومی به خاطره‌بازی با دهه‌های پیشین بویژه با دهه 60 شمسی و حضور پُررنگ دوبلورها در بسیاری از آثار سینمایی ایران و جهان و برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و آثار انیمیشن ارتباط دارد یا گمان‌ می‌رود شبکه مزبور قصد نوعی تجلیل و پاسداشت از آنان در سنین کهنسالی و دوران بازنشستگی داشته تا قبل از آن که دیر شود، دوبلورها بتوانند برشی از زندگی‌شان را این بار در قاب تلویزیون ببینند. در این رهگذر مدیران شبکه رویکرد سهل و آسانی جهت تولید این آثار داشته و کل بار ساخت را بر دوش یک مستندساز و گروه تولیدش گذاشته‌اند در حالی که‌ می‌شد با دعوت از گروه‌های بیشتر، تنوع محسوسی را در بافت تصویری این پُرتره‌ها جاری کرد تا چنین شاهد در دام تکرار...

حکــــــــــّاکی با صــــــــــدا
© نویسنده: نیروان غنی پور - یکشنبه, 27 اسفند 1396
IMAGE

                                                دربارۀ بهرام زند و بررسی کارنامه اش

                                                           حکــــــــــّاکی با صــــــــــدا

 می توان این مطلب را به سیاق مطلب هایی دربارۀ یکی از صداهای ماندگار با معرفی و شرح چگونگی ورود به این حرفه آغاز و با تحلیل و بررسی چند نقش گویی شاخص ایشان به پایان بُرد اما به شخصه این بار می خواهم متفاوت عمل کرده و یادداشت حاضر را با اعترافی شروع کنم. اعتراف می کنم که نقطۀ آغاز علاقه ام به دوبلۀ فارسی، آشنایی با صدای بهرام زند بوده است. شناختی در مرحله گذار از دوران کودکی به نوجوانی در دهۀ 60 ، مسحور شده از صدایی با طنین و پُر اُبهت مردانه. صدایی تأثیرگذار در قامت قهرمانان. نسل ما نه خاطره ای از فیلم های 70 میلیمتری روی پرده داشت و نه شنیدن صدای فیلم ها به صورت استریوفونیک و دوبله های با کیفیت در سالن سینما؛ همه چیز خلاصه می شد به قاب نحیف تلویزیون و تماشای کارتون ها و سریال ها و فیلم های سینمایی آخر هفته. از آن جا که جُملگی با دوبله به نمایش در می آمدند برای بیننده در آن سنّ به تدریج گوش حساس شده و صدای مورد علاقه را می یافت و در ذهن تبدیل به...

صدایی بی رمز و راز
© نویسنده: نیروان غنی پور - پنج شنبه, 03 اسفند 1396
IMAGE

                                                        صدایی بی رمز و راز

                                          (درباره عملکرد این روزهای ناصر طهماسب)

 جشنواره امسال با همۀ رویدادها و حواشی ریز و دُرُشتی که داشت اتفاق خاصی را برایم رقم زد. در برخورد چندباره با بعضی از رفقا و همکاران منتقد و نویسنده که همگی در گفت و گوهای شان روی موضوع مشترکی اتفاق نظر داشتند و آن هم عملکرد تعجب آور این روزهای ناصر طهماسب بود. همگی شاکی و ناراحت ، یکی از مخدوش شدن همه خاطراتش با صدای استاد می گفت و دیگری با حرارت می گفت که اگر استاد مشکل مالی داره، شماره کارت یا حسابی را اعلام کند تا مبلغی را بپردازیم و این طور هر روز از دوبله ها و برنامه ها و مستندها و تبلیغ گویی های ایشان حرص نخوریم!. آن ها با توجه به سابقه دوستی من و طهماسب (که منجر به چاپ کتابم با عنوان «صدایی در تاریکی: ناصر طهماسب و پنجاه سال حضور در دوبلاژ» و انتشار چندین یادداشت و گفت وگو در مطبوعات و حضور در چند برنامه رادیویی و تلویزیونی در دهه اخیر شد) این درد دل ها و نکته ها را گفتند غافل از این که بیش از 2 سال است که ملاقاتی با طهماسب نداشته ام و در یک سال...

طنین صدای وجدان
© نویسنده: نیروان غنی پور - شنبه, 15 مهر 1396
IMAGE

                                                                   درباره دوبله مردی برای تمام فصول

                                                                         طنیـــــن صـــــــدای وجـــدان

 فیلم «مردی برای تمام فصول» ساختۀ فرد زینه مان بر اساس نمایش نامه ای از رابرت بولت محصول 1966 انگلستان از جمله آثاری است که در محدوده زمانی سال تولید و اتفاق ها و تحولات اجتماعی و سیاسی قرار نگرفته و به تعبییری اثری بی زمان است. با این که فیلم، زمان داستانش به وقایع دربار هنری هشتم و ماجرای صدر اعظمی سر توماس مور در قرن هفدهم اختصاص دارد اما از آن جا که بُن مایۀ درام بر ویژگی های انسانی چون پایبندی بر اصول اخلاقی و اعتقاد بر وظیفه و اصالت دادن بر وجدان پاک استوار شده می توان در هر زمانی با این فیلم ارتباط برقرار کرد و آن را به پای بحث های متنی و فرامتنی روز کشاند. این موضوع تا به امروز در جهت برقراری و حس همدلی مخاطب ایرانی با این فیلم هنوز صدق می کند و از نقش پُر رنگ دوبله فارسی آن در جهت ارتباط مورد ذکر نمی توان چشم پوشی کرد. دوبله فیلم «مردی برای تمام فصول» بی تردید از بهترین های تاریخ دوبله فارسی است. این در تقدیر بسیاری از فیلم های تاریخی و به ویژه دادگاهی بوده که از دوبله با کیفیتی برخوردار شوند. شکل بازی ها، حجم بالای دیالوگ، طراحی جلوه گرانه صحنه و لباس...

منفی گوی مثبت
© نویسنده: محمدرضا کلانتر - دوشنبه, 30 اسفند 1395
IMAGE

                                                                                                  منفی گوی مثبت

 زنده‌ياد خسرو شايگان چهارم شهريور 1317 در تهران به دنيا آمد. فعاليت هنري را از دوران دبيرستان با بازي در يك نمايش آغاز كرد و سپس سال 1333 مجري راديو نيروي هوايي شد. پس از تحصيل در مدرسه هنرپيشگي، سال 1335 به تئاتر فردوسي پيوست و يك سال بعد به وسيله يكي از بازيگران تئاتر به دوبله معرفي شد.

  شايگان طي حدود 50 سال فعاليت در دوبله هم در فيلم‌ها و سريال‌هاي معروف حضور داشت و هم به جاي بازيگران مشهور صحبت مي‌كرد. صداي او از جمله صداهاي بم و خشدار بود و بيشتر براي شخصيت‌هاي خشن و خاكستري و منفي - نقش اصلي و مكمل - استفاده مي‌شد. شايگان با وجود قابليت‌هاي خود و صدايش برخلاف بعضي از دوبلورهاي سرشناس، گويندگي‌هايش براي بازيگران ايراني و خارجي تداوم نداشت و كمتر بازيگري است كه او دوبلور ثابت يا نيمه‌ثابتش بوده باشد.

  ناصر ممدوح مدير دوبلاژ سريال «كو جك» كه شايگان در آن به جاي تلي ساوالاس در نقش يك پليس مثبت اما خشن گويندگي مي‌كرد دليل اين موضوع را سليقه‌اي بودن كارهاي هنري بيان مي‌كند، به طوري كه بعضي از مدير دوبلاژها يك صداي خاص را براي بازيگر فيلم يا سريالي كه دوبله مي‌كنند مي‌پسندند و بعضي ديگر صدايي ديگر را براي همان...


تحلیل آمار سایت و وبلاگ