عاشق پیشه ازلی و ابدی

نوشته شده توسط نگین کیان فر در تاریخ .

 اواسط دهه شصت که آموزش حرفه دوبلاژ را در جام جم شروع کرده بودم، استاد مهدی علی محمدی از معدود کسانی بود که به پیشواز نسل جدید آمد، با مهربانی و سعه صدر راه باریکی از میان تنگ نظران باز کرد و من تازه وارد را در جمع حرفه ای خود راه داد.
 او با همه فرق داشت، حتی مثل دیگران حرف نمی زد. وقتی صبح بخیر می گفت انگار اشعار عاشقانه دکلمه می کرد. در دورانی که بی ریختی و چرک آلودی مد روز بود، او آراسته بود، پیراهن چسبان ابریشمی با طرح های وازارلی می پوشید، دستمال گردن خوشرنگی می بست، کفش های واکس خورده اش برق میزد، چوب سیگار بلندی بر لب داشت و بوی تند ادوکلن قدیمی اش در راهرو می پیچید. ظاهرفریبی و بی نزاکتی متداول و باب روز را با گردن بالا، سینه ستبر و پوزخند معروفش از سر می گذرانید. اساسآ با اتیکت بود. در اتاق را برای خانم ها باز می کرد، بعد ازخانم ها وارد می شد و صندلی را برایشان جلو می کشید. از سر مهر همه را جانم، عزیزم و زیبا صدا میزد.
 در پی هیچ جلوه گری و خودنمایی ای نبود، که خیلی پیشتر، ازین مرزها گذرکرده بود. اگر در فیلم یا عکسی هم حضور می یافت به درخواست و اصرار دیگران بود.
 صدای نافذ و سحرانگیزش تقریبا به هیچ هنرپیشه ای نمی خورد، رویش نمی نشست و از فیلم ها بیرون میزد. نا وارد ها این را به حساب دوران سپری شده و سن و سال یا کم انعطاف بودن صدایش برای کار دوبلاژ می گذاشتند. اما حقیقت این بود که افسون صدای مهدی علی محمدی مرز تصویر را بر نمی تابید و تمام و کمال بر قدرت تخیل استوار بود. به همین دلیل سالیان سال شهزاده رادیو بود، زمانی که مادران ما نیمه شب ها سر بر رادیو به تک تک عاشق پیشه های او دل باخته بودند.
 می گفتند زمانی که نمایش های شب رادیو را اجرا میکرده، از سراسر ایران برایش نامه های عاشقانه به رادیو می فرستادند. تا سال ها گونی های بی شمار نامه در ساختمانی از رادیو انبار بوده، نامه هایی به یک عاشق پیشه ازلی و ابدی که هرگز باز نشدند.
 روانش شاد و یادش گرامی که در این سال ها همه از او آموختیم، حتی آنها که نمی دانند    .
  

نگین کیان فر

(برگرفته از پیج اینستاگرام نگین کیان فر /  negin.kianfar)           

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

تحلیل آمار سایت و وبلاگ